نامه ای سرگشاده


طاها کوشان

جناب آقای رئیس جمهور حامد کر  زی!
شما برادر ارجمند را بنده از زمان اتحادسه گانه در دفتر دانشمندمحترم آقای محمد عمر اثیر در آنجا می شناسم واز طرز دید و وافکار شما برایم ازهمان روزها آشکار بود چون میگویند: کاسه ای چینی که صدا میکند خود صفت خویش ادا میکند.  شما خوب میدانید که منظورم از همان بحث های بود که با دوستان ظاهری ودشمنان باطنی خویش در آن زمان میداشتید.

برادر ارجمند!

یادتان هست که در روزآخر لویه جرگه به شخصیت های هم فرموده بودید که: دیگر آن وقت گذشته؟!

اگر قلم گرفته وقولها وقرارهای که با بسیاری ازبرادران صادق وامین دوران جهاد و مقاومت فر موده اید,را بتویسم یک من کاغذ کم خواهد بود.

از این همه پیمان ها و قرارها وقولها بگذریم و یک نکته  بسیارمهم و حیاتی که واقعا در سر نوشت همبستگی ملی افغانستان قابل تاءمل تعقل و تفکر و تدبراست یاد آوری می نمایم, خدا کند که خاطرخطیر جلالت مآب مکدر نشود:

بی نصیبان را هدایت مایه ای گمراهی است

سایه رنگش از فروغ مه سیاهتر می شود

از زمان شروع جهاد ملت مسلمان افغانستان تا دیروز که  پدر محترم شما و خدمت گار افغانستان راهمین بنیاد گراهای تروریست(القائیده,حکمتیار, طالبان و آی اس آی) به شهادت رسانیدند,شما فرزند برومند آن بزرگوار شهید فراموش کرده و با همان گروه های که زیاده ازصدبارپیمان بسته و قسم خورده,بازشکسته فراموش نموده اند. بازمیخواهید مفاهمه ومذاکره نمائید؟

شما یادتان رفته که همین گلبدینی ها در یک روز چند راکت بالای کابلیان تحفه گویا نثار بیوه و یتیم و بیچاره کردند؟

آیاتنها حکمتیار و دارودسته اش یا آی اس آی آستینچه ای از این دشمنان دین و وطن ساخته بود   ودرتنــور کابل نان می پخت؟ و امروز قرار دستور جنرال بی شرف, شما با آنها باب مذاکره را باز میکنید؟!؟!

این همه جفاو دغاودشمنیهای این گروهای شریرو دشمنان دیموکراسی,حقوق فردی واجتماعی را که  با پاشیدن تیزآب به سر و روی خواهران و مادران من وتو جهاد؟ خودرا آغاز کرده بودندو باهمه مظاهر تمدن و پیشرفت و تکنالوژی دشمن اند,و همه دنیا شاهد بودندو که حتی در پشاور همین ها هردانشمند مسلمان و خیرخواه ملت افغانستان و هر جوانی که از دست دشمنان دین و ملت یعنی خلقی ها و پرچمی های مرتد به دارالهجره پناه می آوردند, یا به گلوله می بستند و یا سرمی بریدند و به نهر ها می انداختند. وحالا هم همین ها تا توانستند و میتوانند علیه نام مبارک جهاد, اسلام و مجاهدین به نفع و دستور دشمنان ما بانگ میزنندو بهانه میتراشندو به جنگ کشتارو ویرانی اد امه داده  جوانان بی خبر از دستورات رب العزت را وادار به خودکشی نموده خانواده هارابی سرپرست ساخته وبااین کارشان, بخاطر نان و لباس و کرایه خانه ,  زنها دختران این خانواده ها را وادار به خودفروشی و پسران آنهارا وادار به دزدی وکیسه بری وقاچاق موادمخدر و درفرجام چقدراز این قربانیان اعمال تروریستی وضد انسانی و ضد اسلامی رابد بخت وخاک به سر میگردانندو جناب شماو جناب آقای مجددی با تشکر و دادن تحفه و تارتق وخرچ دستر خوان, گاهی بنام ملیشه های قومی و گاهی بنام همبستگی ملی ویا مصالحه ای ملی, آنهارا تجهیز, پشتیبانی و دوباره جان می بخشید؟

شمارا بخدا خدعه و فریب ودیده درایی بس نیست؟

آن قدح بشکست و آن ساقی نماند

بس کنید و بس کنید و بس کنید

از خداحیا نمائید! روز حساب و داد رسی رسیدنی است, حق معطل میشود باطل نی

آدمی را عقل باید دربدن

ورنه جان در کالبد دارد حمار


برگرفته از سرنوشت