حکومت ناکام و تنش آفرینی
حکومت ناکام و تنش آفرینی
احمد ولی مسعود:... بايد آگاهانه نگران بود كه در عقب اين سناريو سازي ها آجنداهاي غير ملي، گروهكي و شخصي قرار دارد، نه دغدغه های فرهنگي یا هويتي. كل فکر و ذکر اين حلقه ادامه حاكميت ناكام شان است ... ما امروز از هر قوم و زباني كه باشيم، سرنوشتی به هم گره خورده داریم. اگر ... افراط صورت گيرد، به جنون هايي چون نژاد پرستي و ستيز باقوم ها و زبان هاي ديگر مي انجامد.... ملت افغانستان و افغان ها بايد هوشيار باشند كه فريب اين عملكرد هایي را كه در آن احساسات و سرنوشت مردم به بازي گرفته مي شود، نخورند... و اجازه ندهند كه حلقات خاصي، باعث انفجار ملي شوند، آن هم به قيمت واژگوني شيرازه افغانستان
احمد ولی مسعود
۸ حوت ۱۳۸۶، کابل
قاعدهء مسلم حكومت ها و سياسيون ناكام در تمام جهان و در طول تاريخ چنين بوده است كه وقتي ديگر از جذبه و حرارت لازم بر خوردار نباشند و در جلب و جذب و قناعت و رضايت مردم ناتوان گردند ، دست به ايجاد تنش، بحران، ماجرا جویي ها و حتي جنگ هاي خانمانسوزي زده اند تا عمر سياسي خويش را تداوم بخشند.
اغلب زمامداران افغانستان و بدون شك حلقه خاص حكومتي امروز نمي توانند ازاين قاعده مستثني باشند. اينان بار بار، اين قاعده را در محدوده ها و موارد مختلف سياسي به كار بسته اند و در پيشبرد چنین برنامه هاي غیرملی متأسفانه خيلي ها مؤفق نيز بوده اند.
درامه هایي كه از تریبون هاي حلقهء خاص حكومتي به نمایش گذاشته می شود ، بیشتر به ایجاد حساسيت ها کمک می کند تا به رشد و اعتلاء و پويایي فرهنگ و زبان و هویت یا هم تطبیق قانون.
واقعیت امروز کشور اینست که با وجود حمایت های مادی و معنوی جامعه جهانی اوضاع بسرعت به طرف نارضايتي هاي مردم از سويي و ناهمسويي جامعه جهاني از جانب ديگر و از همه مهم تر، بي باوري عميق مردم به حكومت به پيش مي رود. در گزارش اخیر مؤسسه تحقیقاتی امریکایی بنام مؤسسه بروکینگ و مرکز توسعه جهانی 141 کشور در حال توسعه ( عقب مانده) کشور سومالیا ، کنگو و افغانستان به حیث ضعیف ترین کشور های جهان (دولت های ناکام ) تلقی گردیده اند. بنا به تعریف عمومی " دولت ضعیف عبارت از دولتی است که فاقد ظرفیت لازم جهت برپایی نهادهای سیاسی بوده ، و نمی تواند شهروندان خود را در برابر مناقشات خشونت آمیز حفاظت نماید و از قلمرو خود دفاع کند و یا نیاز های اولیه و اساسی مردمش را تأمین نماید. "
برای دولتی كه امكان اصلاح امور و ايجاد اعتماد ملي، مأمولی كه طی شش سال اين حاكميت بر آورده نشد، در يك سال با قيمانده و قبل از اختتام دوره زمامداري اين حلقه قطعا قابل حصول نمي باشد، فلهذا ایجاد تنش ها جزء مهم برنامه رسمی قرار گرفته است.
در چنین حالات متشنج و نابسامان که افغانستان از هر زاویه ی ، عملیات تروریستی تا ازدیاد باند های مافیایی و نهادینه شدن اقتصاد مواد مخدر و ده ها مصایبی که مردم به آن مبتلا گردیده اند، اقدامات نابخردانه ی دولت مبنی بر دوسیه سازی های سیاسی ، جداسازی نسل جوان ( یگانه سرمایه افغانستان ) در صنف هاي مختلف زبانی و قومی ، گالري سازي ها و دانش ستيزي ها، قطعاً نمايانگر سياست ملي يك دولت نمی باشد و حتی تدبیر سیاسی هم نامیده نمی شود. اين مرز بندي ها و مشخص نمودن ها و صنف بندي هایي سیاسی عمدتاً مصنوعي هستند و بيشتر اجبار هاي سياسي را بيان مي كنند نه هويت هاي طبيعي و تاريخي را.
هر خصوصيتي كه مارا به نژاد و قوم و زبان و چيز هایي ازاين دست محصور کرده و از جمع بزرگ ملی، امتياز طلبانه مجزا نماید، يك امر خردمندانه نيست . خردمندانه آن هويتي مي باشد كه نتیجهء تلاش و فكر مثبت و نافع برای نسل امروز بوده؛ حاصل تعامل و هم سخني و هم زباني با خود، با جهان و با تاريخ و فرهنگ باشد.
ما امروز از هر قوم و زباني كه باشيم، سرنوشتی به هم گره خورده داریم. خصوصيات مشتركي داريم. اگر در مورد جزیيات اين اشتراك و امتياز هایي كه نصيب جمع مي كند، افراط صورت گيرد، به جنون هايي چون نژاد پرستي و ستيز باقوم ها و زبان هاي ديگر مي انجامد.
بلي بايد به فكر هويت فرهنگي خود باشيم، بايد تنوع باشد، اما اين تنوع باعث كسب امتياز و يا از دست دادن امتياز منجر نشود. تنوع بايد نشان دهنده غناي فرهنگي و مدارا باشد و به اختلاف و ستيزه راه نبرد. هويتي اگر پسنديده باشد، خودش بايد خودش را حفظ كند و توسل به زور و آوازه انداختن كار ندارد.
قانون اساسي بايد بر همه هويت هاي مثبت تأكيد مي داشت. يعني بر اراده برمشاركت همگاني و تصمیم های جمعي، احترام به همه فرهنگ ها، شفافيت ساختار سياسي، برقراري عدالت و تلاش آگانه و مصمم براي صلح و ثبات همگاني . شايد مجريان امور، برنامه هاي حساب شده خود را بار فرهنگي، هويتي و رسمي و حتي ملي بدهند و صادقانه نيز باور داشته باشند، ولي براي برنامه ريزان حلقه خاص حكومتي، ايجاد چنين سياست ها، بيشتر حكم روپوشي را به منظور اهداف و آجنداهاي سیاسی و شخصي خود شان دارد.
در تاريخ معاصر كشور، به خصوص در اين سال هاي اخير، نمونه های راه اندازي اين نوع روش ها كم نيستند.
ملت افغانستان و افغان ها بايد هوشيار باشند كه فريب اين عملكرد هایي را كه در آن احساسات و سرنوشت مردم به بازي گرفته مي شود، نخورند.
برفرهنگيان، خبره گان و اهل نظر و اهل قلم است تا در شناسایي و برحذر داشتن مردم از اين دام هاي كه با اهداف سياسي و آجنداهاي شخصي طراحي مي گردد، تلاش نموده و مردم را در روشنايي قرار دهند. هم خود را ايمن نگاه دارند و هم در ايجاد تفاهم و حفظ مشتركات و باور هاي همگرايانه، در زير چتري به نام وفاق ملي اجازه ندهند كه حلقات خاصي، باعث انفجار ملي شوند، آن هم به قيمت واژگوني شيرازه افغانستان و با هدف حفظ حيات سياسي بي ارزش عده اي كه ياد نگرفتند به فراتر از خود بينديشند.
بايد آگاهانه و خير انديشانه نگران بود كه در عقب اين چهره ها و سناريو سازي ها آجنداهاي غير ملي، سياسي، گروهكي و شخصي قرار دارد، نه دغدغه های فرهنگي یا هويتي. كل فکر و ذکر اين حلقه ادامه حاكميت ناكام شان است كه فقط مي خواهند به وسيله ايجاد تفرقه و انگيزش حساسيت ها، مردم را به جان يكدیگر و در دام مقاصد خود بياندازند.
امروز در متن و بطن خود حلقه خاص، قانون گريزي، اصول شكني و وفاق پرهيزي چنان خانه و لانه كرده است كه اگر بتوانند مشكل درونی خود را حل نمايند،برایشان بزرگترين دستآورد خواهد بود. هرروز شاهد ده ها مسأله اي غير قانوني، غير اسلامي، غير انساني، غير اخلاقي، مخالف با خواست و اراده جمعي، متضاد با روحيه، عرف و فرهنگ افغانستان مي باشيم و اما براي حكومتي كه اينقدر قيل و قال را به خاطر هیچ راه انداخته است، آن مسایل حیاتی و مهم هيچ تفاوتي نداشت و ندارد.
اين چه منطقي است كه بنيادي ترين و حياتي ترين ارزش هاي يك ملت كه با روح و روان و ذهن و زبان و ايمان و اعتقادات شان عجين گرديده است، براي حكومت شان چندان قابل نگراني و تشويش نيست و اما فروعاتي كه اصلاً براي مردم هيچ گاهي هم جنبه حتي ارزشي زيادي نداشته است، به يك باره براي حكومت مهم تلقي مي گردد؟
پیشگیری از چنين فتنه ها در بين مردم، قبل از آن كه موجب بحران گردد، مقتضي هوشياري آحاد ملت افغانستان است. از همه هموطنان خير خواه، پاكباز دلسوز و متعهد استدعا مي نمايم كه براي زدودن فتنه هاي سياسي، روش هاي تدبر آميز، آميخته با تعقل و منطق مصلحت را در پيش گيرند. از ياد نبريم كه افغانستان امروز بيش از هر زمان ديگري به همدلي،همگرایي و همدیگرپذیري همه ي ما نيازدارد. وارونه كردن خواب آناني كه به آرزو هاي مردم خط بطلان مي كشند، یک عزم ملي را مي طلبد. مرد، مي بايد در چنين آشفته بازار سياست بازان، راد مرد باشد و تن به فضاحت ندهد.
افزايش همگرایي و وفاق ملي با بالا بردن آستانه تحمل نيروهاي سياسي، فكري و فرهنگي و ايجاد زمينه هاي مدارا نسبت به يكديگر ممكن خواهد بود. اگر عده اي خود را به خواب زده اند تا واقعيت هاي جامعه را نبينند، پس برما و شماست كه با بيداري، درايت، آگاهي و هوشياري بجاي جبهه گيري هاي بالمثل بالاي اين آتش افروزي ها، آب سرد بريزيم. با استفاده از روش هاي معتدل انسانی منبعث از پشتوانه عظيم ارزش هاي ملي، اسلامي، مبارزات جهاد و مقاومت با شيوه دموكراسي، عدالت نگري و دور انديشي نگذاريم فتنه گسترش پيدا نمايد. و گرنه خداي ناخواسته، به خرمن هستي خودمان و افغانستان بدست خود آتش خواهيم زد.
با اين مثل زيباي پشتو كه مفهوم بزرگ دارد، موضوع را اختتام مي بخشم:
كه ته وايي چه ته يي اوزه وايم چه زه يم – نه به ته يي اونه به زه يم.
احمد ولی مسعود: نگذارید نفس اعتماد ملی از نَفَس بیافتد
برگرفته از پیمان ملی
