|
این وبلاک برای شما معلومات در مورد مقاومت مردم افغانستان را بیان خواهند کرد
|
|
|
|
||||||||||
استهزاء بجای استیضاح
مشاهدۀ سیما وفضای پارلمان افغانستان در روز های شنبه ویکشنه { مطابق 13و14 دلو} با چوکی های نیمه خالی وانسانها ی عبوس وخشمگین با چشمان بیرون زده از حدقه إنسان را بیاد حوادث ناگوار وجبران نا پذیر سالهای گذشته می اندازد، طور معلوم میشود که افغانها همیشه إعتراض وانتقام را بر صلح ،ثبات وهم اندیشی ترجیح میدهند ودیگر فاصله تا رسیدن به صلح آشتی وهمز یستی زیاد است. بر داشت من از وضعیت کنونی این است که قوۀ مقننه و إجرائیۀ کشور در نتیجۀ یک رقابت نا سالم وغیر منطقی آخرین نفس های خودرا میکشند.واین دو ارگان که دیگر حیثیت رکن بودن دولت را از دست داده اند بدون در نظر داشت مصالح ملی در پی خورد وبزرگ ساختن یکدیگر اند وبس. در روز شنبه وزیر صحت عامه ودر روز یکشنبه معین آن از طرف گروپ مشخص با حرکات فلمی یک وکیل إستهزآء شدند وبه سائر وزراء نیز ألتماتم داده شد{ تا ده روز دیگر تمام مشکلات نیازمندان کشور را مرفوع وبه نمایندگان مردم اطمینان بدهند والا پیامد این ضرب الأجل جز تبدیلی ویا بر طرفی چیزی بیش نخواهد بود.}حرف تبدیلی از زبان یکی از وکلای هرات بیرون شد که زبان را شکر ریز سخن کرد با تکرار ایراد گونه کلیمات کرزی را که گفته بود مکاتب مخروبه را{ بیا جورو سه مرتبه} تکرار و گفت ما هم این وزیر ها را تبدیل میکنیم باز هم تبدیل میکنیم وبار دیگر هم تبدیل میکنیم.!؟ وکیل صاحب دیگر نمیداند که تبدیلی از وظایف آن نیست و میگوید تبدیل میکنم باز تبدیل میکنم وبار دیگر تبدیل میکنم. بلی ! شما حق دارید استیضاح کنید وبا تکمیل حد نصاب رأئی إعتماد خود را از وزیر پس بگیرید. که اگر رئیس جمهور نخواسته باشد باز هم ماجرای سلب إعتماد سپنتا تکرار میشود که یکسال دیگر این درامه ادامه خواهد یافت. وکیل صاحب ها شما از سر نوشت سپنتا و إعتصاب رئیس پارلمان بخاطر تعین سر نوشت مسئولین بغلان پند بگیرید که این ما جرا جوئی ها چه نتیجۀ را به نفع ملت داشته است؟ که باز بعد از رخصتی ها زمستانی خودرا درین راستا خسته ونا آرام میسازید. چه میشود أعضای پارلمان وکابینه با پیشانی باز با هم داخل مذاکره شوند ودر نتیجه مشوره وتبادل نظر بجای پر خاش ومشاجرۀ طفلانه شالوده وبنیاد سیستم را طراحی کنند که طور مستمر درد مردم را دوا کند ومشکلات مردم را از لحاظ غذا مسکن ودوا مرفوع سازند نه اینکه هر زمستان بر نامۀ کمک به نیاز مندان را با سوال کردن از سر مایه داران وتجار ملی جزئ از بر نامه های کاری شان بسازند. اول باید عرض کرد که تمام نا بسامانی ها وبی بر نامه گی ها از ضعف اداره ونبود ابتکار در هیئت رهبری پارلمان ریشه میگیرد که از یکسال به این سو هیچ پلان را درجهت نظام سازی بر مبنی قانون ندارد وتنها بفکر کنار زدن یکی و مقرر ساختن دیگریست. نبود اخلاق وروش های پارلمانی در خانۀ ملت باعث شده تا وکیل صاحب ها بجای استیضاح مسئولین دولت را که بازوی شان اند توهین واستهزاء کنند.بلی! نمایندگان دولت حق استیضاح ،استفسار واستجواب را دارند واما حق استهزاء در مورد هیچ فرد از افراد ملت را ندارند که متأسفانه با چهره نمائی وخود خواهی به چنین حرکات نا مناسب دست زده اند. معمولا انتظار این حرکت ها از افراد میرود که مشهور به جنگ سالار وغیره اند واما بر عکس درین روز یکی از وکلای که از فلتر ها ولابراتوار های جمهوری خواهان ودموکرات پسندان آمریکا نیز عبور کرده بود دست به چنین ماجرا جوئی زد که خیلی شگفت انگیز بود.چهره های جنگ سالار روش نرمتر داشتند. ضربالأجل ده روزه: خدمت به مردم ورسیده گی به مشکل نیازمندان کار پسندیده ونیکوست ، اما به شرط اینکه این ادعا در حد شعار نباشد. مشکل واقعی در مناطق کوهستانی ، سرد سیر وصعب العبوریست که ضخامت برف در آن مناطق بیشتر از یک متر است وتا هنوز راه های مواصلاتی شان مسدود میباشد . حال اگر این نمایندگان را بجای وزرائ قرار دهیم چگونه قادر به باز گشائی راه ورساندن کمک به مردم مظلوم ودور دست کشور خواهند بود؟ کاریکه اصلا ممکن نیست.اگر منظور شان رسانیدن کمک به افراد مورد نظر خود شان باشد حرف جدا ازین قضیه است منظور ما کمک به نیاز مندان واقعیست نیازمندانیکه واسطه ندارند. هدف این نیست تا از أعضای کابینه دفاع صورت گیرد ویا از استیضاح شان إغماض بعمل آید .من میخواهم واضح سازم که هر اقدام از خود زمان وشرائط خاص می طلبد. نه اینکه در موج برف وسردی وراه بندان گریبان گیر یکدیگر باشیم وپی بهانه بگردیم. أعضای محترم پارلمان میتوانستند قبل از سر مای زمستان حکومت را بخاطر پیشبینی نیاز مندی های زمستانی به استیضاح فرا خوانند و مناطق نیاز مند وآسیب پذیر را مشخص ودولت را تحت فشار قرار دهند تا قبل از مسدود شدن راه ها نیازمندی های صحی وغذائی مردم را إکمال وذخیره میکردند.حال این ضرب الأجل ده روزه جز بازی ومعامله بخاطر باج گیری از رئیس جمهور چیزی بیش نیست.مورچه با همه ضعیفی قبل از سردی وریزش برف آذوقه زمستان را جمع آوری میکند اماانسانهای افغانستان در نیمۀ زمستان به یاد آن می افتند. کمک بد: توزیع کمک به نیاز مندان از طرف تجار ملی به شکل که فعلا جریان دارد بسیار افتضاح آمیز است. این وضعیت مردم را به سوال گری وجعل هویت تشویق ومردم را از دولت متنفر وپایگاه دولت را در بین مردم نهایت ضعیف می سازد.چرا دولت نظام و سیستم نمی سازد تا دارندگان عاید کم وزیاد را در تمام کشور تشخیص وبا گرفتن مالیه از سر مایه داران سالانه قبل از فرارسیدن زمستان یکمقدار کمک را برای فقراء توزیع وبرای شان تفهیم کنند که دیگر به جز حالت های اضطرار کمک وجود ندارد هر سال همان تعمیر های کهنه کابل وهمان سوال گر است شخصیکه سال گذشته فریادمی کشید امسال هم با همان دست دراز به همان محل به مداحی تجار ملی می پردازد که این سوالگری برایش یک حرفه شده.معاون رئیس جمهور در بین چند خیمه میرود وکمک شخصی می فرستد یعنی چه؟؟این قدر کمک را از بودجه دولت هم میتوانی به همین تر تیب وزیر زراعت وغیره به مردم فقیر کمک شخصی میکنند واما به دولت مالیه نمیدهند.این راهش نیست مگر مستحقین کسانی اند که شما در اطراف خیمه های شان فلم پر میکنید؟ نه خیر.مستحقین واقعی کسانی اند که شما توفیق شنیدن فریاد شان را هم ندارید کجا باشد که با ایشان یکجا فلم پر کنید؟.. افتضاح حکومت کمتر از پارلمان نیست : این رسوائی در نمای شب شنبه بر یکشنبه با محاصره کشیدن خانۀ معاون رئیس جمهور در امور دفاعی جلوۀ خاص داشت. نیروهای امنیتی خانۀ معاون رئیس جمهور را محاصره میکنند بخاطر اینکه بالای یکی از رعیت های خود حمله کرده.این قضیه نتائج را که لوی حارنوال و لطف الله مشعل پیشبینی کرده تحویل نمیدهد بلکه ثبات وامنیت را بیشتر از پیش به مخاطره می اندازد وپایه های لرزان دولت راسست تر میسازد.وسر انجام اثرات بد این مصیبت ها کام ملت مظلوم ورنجدیدۀ افغانستان را در دهات تلخ تر میسازد.چون مردم بیگناه و ناتوان قربانی حقیقی این اختلافات اند.افراد بلند پایه بخاطر رسیدن به أهداف منحط خویش به این مسائل رنگ قومی میدهند وهمان است که روابط همسایه با همسایه را که از یک قوم وتبار نیستند خراب تر می سازند و تنها اربابان قدرت اند که از امکانات مردم ده تا رسیدن به اوج هدف استفاده میکنند. پر خاش ها وبر خورد های مکرر دوستم واکبر بای پیشینۀ طولانی دارد اما مسئولین دولت بجای خاموش ساختن این آتش آنرا شعله ور تر ساختند. عدۀ رئیس جمهور را به طرفداری از اکبر بای متهم میکنند در حالیکه به این کار هیچ نیاز نیست اگر دو ستم پدیدۀ خوب نباشد اکبر بای هم برادر وهمتای آن است.حال دوستم جنگسالار ویا جنایتکار جنگی هر چه که هست ولی به اساس واقعیت های اثر گذار که در گرو موجودیت آن است رئیس جمهور آن را معاون خود در امور دفاع وامنیت منسوب نموده است. مشکل معاون رئیس جمهور را باید شخص رئیس جمهور حل کند نه زمری بشری و علیشاه پکتیاوال با سخنان وحرکات غیر مسئولانه که اوضاع را وخیم تر میسازند.یقینا افغانستان تا رسیدن به ثبات وامنیت کامل راه درازی در پیش رو دارد که پیمودن این فاصله با هفت خانهای خطر ناک حکمت ودرایت زیاد را تقاضا مینماید.وبا اندک ساده اندیشی این کشتی طوفان زده بجای ساحل رو به سمت طوفان خواهد نهاد.شاید مسئلۀ شخصی دوستم آنقدر مهم نباشد ولی آنچه أهمیت دارد اثرات منفی آن در بین قشر محروم جامعه است که از إحساسات شان به انواع گوناگون بهره بر داری میشود واین زمینه ها تا هنوز وجود دارد وشما مثال آنرا در حادثۀ جوزجان دیدید که چندین تن رایگان ومجانی جان های خودرا بخاطر أهداف دیگران قربانی کردند. ورنه همدرد ودوستم کسانی اند که دوستی ورفاقت شان از عمر برخی قربانیان حادثه طولانی تر است. بدون تردید مردم عادی طعم تلخی این ناگواری هارا می چشند. والی بلخ یا مالک شمال: ماهیگیری این غواص بحر تیره وگل الود با شعار های{ ما به هیچ کس اجازه نمیدهیم که از نام شمال به نفع شخصی خود سوء استفاده کند؟ ما نمیخواهیم کشور ما بنام فدرالسم تجزیه شود؟} اگر والی نباشی فردا این شعار را نمیدهی. اول جناب عالی مالک شمال نیست دوم کسی شعار تجزیه را سر نداده سوم این شرینکاری ها قبل الوقت زاده خصومت های گذشته شماست ورنه شما اولین کسی بودید که با راندن خارنوال فدرالسم را تمثیل کردید. چهارم در شمال مانند شما بیش از ده والی دیگر است اگر با هم یکجا این کانفرانس مطبوعاتی را با همین شعار میدادید موجه بود والا شما هم مالک الرقاب مردم نیستید وکسی شمارا هم وکیل شمال نساخته. در حالیکه شما مستقیما از نام شمال سوء استفاده میکنید دیگران اجازه نمیدهید.؟؟؟ درین مورد نمیخواهم بیشتر بنویسم من از فرصت طلبی خوشم نمی آید ...همان است که این ترنم بر دلم راه نیافت. برگرفته از سرنوشت
+
نوشته شده در ساعت توسط قلم
|
|
|||||||||||
|
|||||||||||