X
تبلیغات
به وبلاک مقاومت خوش آمدید

به وبلاک مقاومت خوش آمدید
این وبلاک برای شما معلومات در مورد مقاومت مردم افغانستان را بیان خواهند کرد
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
محمد ظاهر پادشاه سابق افغانستان درگذشت

محمد ظاهر پادشاه سابق افغانستان، در پی یک بیماری طولانی در سن نود و سه سالگی در کابل، پایتخت این کشور، در گذشته است.
 

محمد ظاهر در سال 1933 به سلطنت رسید و تا سال 1973 و سقوط نظام سلطنتی در نتیجه کودتا، در افغانستان سلطنت کرد.

پس از کودتای سال 1973، محمد ظاهر از سلطنت کناره گرفت، به تبعید رفت و بیست و نه سال را در خارج از افغانستان، و عمدتا در ایتالیا، زندگی کرد.

در این دوران، افغانستان دستخوش حوادثی مهم از جمله استقرار حکومت کمونیستی، اشغال توسط نیروهای اتحاد شوروی، حکومت مجاهدین، و روی کار آمدن رژیم بنیادگرای طالبان بود.

پس از سقوط طالبان در سال 2002، محمد ظاهر به افغانستان بازگشت اما نظام سلطنت دیگربار در این کشور مستقر نشد.

محمد ظاهر

ملت افغانستان با اعطای عنوان "بابای ملت" از محمد ظاهر تجلیل به عمل آورد

با اینهمه، از پادشاه سابق افغانستان، که از قوم پشتون بود اما معمولا به زبان دری سخن می گفت، با عنوان "بابای ملت" تجلیل به عمل آمد و این عنوان در قانون اساسی افغانستان ثبت شد.

در مقایسه با سال های بعد از سقوط سلطنت، دوران حکومت ظاهرشاه به عنوان دوره ثبات و صلح در افغانستان در یادها مانده است.

 

تولد در کابل

ظاهر شاه
به گفته محمد ظاهر، مسير زندگی او در دوران نوجوانی و طی سفرش به فرانسه تغيير کرد

محمد ظاهر در سال ۱۹۱۴ ميلادی، در بحبوحه جنگ جهانی اول و چند سال قبل از استقلال افغانستان، در کابل به دنيا آمد.

خود او در گفتگويی با بی بی سی درباره دوران کودکی اش گفت که علی رغم زندگی در خانواده سلطنتی، با "سختی ها" آشنا بوده است؛ زيرا پدرش محمد نادر، پيش از رسيدن به سلطنت، سرداری سپاه را برعهده داشت و در امور خانواده سخت گير بوده است.

او می گفت که در اين سالها سطح زندگی آنها بالاتر از يک کارمند عادی حکومت نبوده است.

به گفته محمد ظاهر، مسير زندگی او در دوران نوجوانی و طی سفرش به فرانسه تغيير کرد.

ظاهر شاه گفت:"برای اولين بار در دوران نوجوانی در سفر به فرانسه، از ديدن تونل، دريا، کشتی و شهرهای بزرگی مانند بمبئی هندو، بسيار متعجب شدم. در فرانسه با خانواده يکی از نمايندگان پارلمان فرانسه زندگی کردم و در اين سالها ارزش دموکراسی را درک کردم، به مطالعه آثار اروپايی پرداختم و با مردم فرانسه، هنرمندان اين کشور و موسيقی فرانسوی انس گرفتم".

جانشين پدر

ظاهر شاه
ظاهر شاه از نوزده سالگی بر تخت پادشاهی افغانستان نشست

محمد ظاهر نوزده ساله بود که پدرش محمد نادر شاه، ترور شد. او می گفت که بعد از اين حادثه "به خواست مردم"، حکومت را در دست گرفته ولی برخی تاريخ نگاران می گويند که براداران محمد نادر، برای جلوگيری از افروخته شدن آتش اختلاف بر سر جانشينی او، به پادشاهی محمد ظاهر رضايت دادند.

بر اين اساس بود که اگرچه محمد ظاهر رسما پادشاه اعلام شد ولی در ۳۰ سال از ۴۰ سال سلطنتش، قدرت واقعی در دست عموهايش محمد هاشم و شاه محمود و نيز پسر عمويش محمد داود بود.

برخی از تاريخ نگاران می گويند که بخش بزرگی از اين دوران، با استبداد و خفقان همراه بود و حاکمان محلی وابسته به حکومت، ظلم بر اقليتهای قومی و مذهبی را پيشه خويش ساخته بودند.

با پايان جنگ جهانی دوم، رقابتهای جنگ سرد دامان افغانستان را گرفت و گروههای مختلف سياسی در افغانستان - از چپ گرايان طرفدار شوروی و چين گرفته تا مشروطه خواهان، جمهوريخواهان و اسلامگرايان در آن به انحاء مختلف پرورش يافتند و اگر فرصت تبارز يافتند، سر برآوردند.

آنچنان که قاسم فاضلی استاد سابق دانشگاه کابل می گويد در سال ۱۹۶۳ محمد داود پسرعموی محمد ظاهر از صدارت کناره گرفت و برای اولين بار شاه خودش، زمام اداره امور را در دست گرفت.

جايگاه خانواده در حکومت

ظاهر شاه

آقای فاضلی می گويد: "عملکرد اعليحضرت شاه سابق افغانستان بعد از سال ۱۹۶۳ بسيار تغيير کرد. يکی از تلاشهای عمده او جدا کردن خانواده سلطنتی از نظام و حکومت بود به اين معنا که جايگاه خانوادگی آنها در تصميم گيريهای سياسی نقشی کمرنگ تری داشته باشد.

او سعی کرد که روند انتخاب صدراعظم هايی که معمولا از خاندان سلطنتی انتخاب می شدند را به نفع مردم افغانستان تغيير دهد."

بر اين اساس بود که محمد ظاهر برای اولين بار دکتر محمد يوسف را از خارج از خاندان سلطنتی به عنوان نخست وزير برگزيد. سال بعد، قانونی اساسی تصويب شد که قدرت شاه و خاندان سلطنتی را محدود می کرد.

در اين سالها مسائل زيادی در حوزه فرهنگ، سياست، اجتماع و روابط افغانستان با دو قدرت جنگ سرد يعنی آمريکا و شوروی مطرح بود.

در حوزه رابطه با همسايگان نيز اگرچه اختلاف صد ساله ايران و افغانستان بر سر تقسيم آب هيرمند با امير عباس هويدا نخست وزير وقت ايران حل شد، ولی مشکل اختلاف ارضی با پاکستان همچنان باقی ماند.

پايان سلطنت

ظاهر شاه

در ۱۷ ژوئيه سال ۱۹۷۳ وقتی که محمد ظاهر در ايتاليا به سر می برد، راديو کابل بيانيه محمد داود نخست وزير پيشين افغانستان را با مارشهای نظامی پخش کرد: هموطنان عزيز، بايد به اطلاع شما برسانم که ديگر اين نظام (شاهی) از بين رفت و نظام جديدی که عبارت از نظام جمهوريت است و با روحيه حقيقی اسلام موافق است، جايگزين آن گرديد!".

بدين سان، سلطنت ۲۰۰ ساله در افغانستان با يک کودتای بدون خونريزی پايان يافته بود و اکنون نظام حکومتی، تبديل به جمهوری شده بود.

محمد ظاهر بعد از برکناری از قدرت، شاهد حکومت ۹ نفر ديگر بر افغانستان بود که هرکدام قدرت را از ديگری ربودند و در اندک زمانی، ۴ تن از آنان جانشان را بر سر قدرت گذاشتند.

ظاهرشاه البته در ايتاليا سلطنت را ملغی اعلام کرد و بارها تاکيد کرد که قصد احيای تاج و تخت شاهی را ندارد: "من اعلام می دارم که اينجانب به فکر احيای سلطنت نبوده و آرزوی من فقط خدمت به ملت شريف افغانستان است."

سالهای بحران

ظاهر شاه
تمام مدتی که شاه سابق در ايتاليا به سر می برد، وضعيت سياسی افغانستان را نيز دنبال می کرد

پس از سلطنت ظاهر شاه، افغانستان انواع مختلف و متناقضی از حکومتها را تجربه کرد، از جمهوری دموکراتيک و جمهوری به سبک کمونيستی گرفته تا نوعی از بنيادگرا ترين حکومتهای اسلامی موجود در جهان!

البته در تمام مدتی که شاه سابق در ايتاليا به سر می برد، وضعيت سياسی افغانستان را نيز دنبال می کرد و هر از گاهی به مناسبتهای مختلف بيانيه هايی صادر می کرد. از جمله بعد از خروج ارتش شوروی از افغانستان و اوج گيری مبارزات گروههای متعدد موسوم به "مجاهدين" عليه دولت مرکزی در کابل، محمد ظاهر پيشنهاد کرد که لويه جرگه، تکليف مشروعيت سياسی در افغانستان را روشن کند.

او گفت: "در مورد آينده افغانستان، يک لويه جرگه اضطرای با قاعده ای وسيع که بتواند تمام اقوام، مناطق و ذهنيتهای موجود در کشور را تمثيل کند، می تواند به عنوان راه حل مطرح باشد و اميد آن می رود که از (تکرار) تجارب گذشته و بروز تصادمات بزرگ و خونريزی جلوگيری شود."

سقوط طالبان

ظاهر شاه در کابل
ظاهر شاه سالهای آخر عمرش را به حرمسرای دوران حکومتش در کابل بازگشت

اين نظر بعد از دو زلزله سياسی يعنی فروپاشی اتحاد جماهير شوروی و حملات يازده سپتامبر و درست در زمانی که آمريکا حکومت طالبان را در برابر خود می ديد مورد توجه قرار گرفت.

سرانجام پس از فروپاشی نظام طالبان، دو لويه جرگه ای که ظاهر شاه آن را افتتاح کرده بود به دولت انتقالی و بعد قانون اساسی جديد افغانستان رای داد.

با روی کار آمدن دولت منتخب و تشکيل پارلمان، فصلی جديد در تاريخ افغانستان آغاز شد. محمد ظاهر آخرين روزهای زندگی اش را به قصری بازگشت که زمانی پس از چند دهه پادشاهی از آن رانده شده بود.

او در حالی واپسين روزهای زندگی اش را می گذراند، که روندی نو در افغانستان آغاز شده بود.

[ ] [ ] [ قلم ]
درباره وبلاگ

به خدا سوگند اگر به اندازه کلاهم جای ماندن در این سرزمین را داشته باشم. می مانم و مقاومت می کنم.
سخنان سالار مقاومت
شهید احمدشاه مسعود (رح)